ناز و سودایی دگر از ما نماند
ای که در عرض نیازت میکنی دلداده ما
سوخت در هجران رویت کوی دل
ای که بر وصلت چه امیدی دهد دنیا به ما
مه نگو ما را بدان بارگهت راه نبود
چون مکن با نگهت با دلک ساده ی ما
چشم بگذار و کمی بیش از این خون مخواه
گشته گیتی چون مشوش، چه رسد دیده ی ما
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
و من مانده ام و آثار تصمیماتم
و پوتین های بی تاب سربازی
و آه مادر و خستگی پدر
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری
برچسب:
نویسنده: نیما بختیاری